تبلیغات

وهم سبز - نیایش
وبلاگ من
وبلاگ من
ایمیل من
[yahoo]

نویسندگان
شاهین شیرزادی (62)

موضوعات
General (62)

ماهنامه
مهر 1386 (1)
مرداد 1386 (1)
خرداد 1386 (2)
اردیبهشت 1386 (1)
فروردین 1386 (1)
اسفند 1385 (2)
بهمن 1385 (3)
دی 1385 (1)
آذر 1385 (1)
آبان 1385 (4)
مهر 1385 (7)
شهریور 1385 (5)
مرداد 1385 (4)
تیر 1385 (1)
خرداد 1385 (5)
اردیبهشت 1385 (1)
فروردین 1385 (1)
اسفند 1384 (2)
بهمن 1384 (3)
دی 1384 (3)

صفحات


جستجو
جستجو در بلاگ


سایت ادبی دیگران ، ادبیات ایران و جهان
Seyed Ali Salehi
دوستان
شال گردن
خودم را ورق می زنم
شیوا . ش
خاطرات پراکنده
نیروانا
محمد ثقفی
آرتمیس
مجید موذنی
دکتر محمدرضا ترکی
نوشیدن یه چای داغ!
دکتر زرقانی
دختر نارنج و ترنج
روح خزنده ( فروغ )
شرق بهشت
نگار
دکتر کاووس حسن لی
آناهید
فاطمه
فاطمه اختصاری
صدیقه حسینی
علیرضا بدیع
جدیدترین فیلترشکن ها
پیچش
سایه
باران
هجران
گوگوش یک افسونگر
مرضیه
بنده در وبسایت دیگران !
عسل

آمار وبلاگ ..
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدید ها :
كل نظر ها :
كل مطالب :



08:11 ق.ظ<-یکشنبه 29 آبان 1384<-یکشنبه 29 آبان 1384
نیایش

ساقی دلم می گرداند ، ابریق خون را ، در بزم پیروزی غم .

و مشت بر دیوار می کوفت ، از سر یاس ، کودک امیدم .

فصل اقاقی بود و هنگامه ی هبوط سیب های سرخ گونه ی تو تا لبان ترک خورده ی من !

لیکن ، تنهایی همبسترم بود و جدایی همآغوشم ، در کشاکش نمور اشک و ناله .

گیج و گم و ملول می گشتم ، باغ و راغ را ، بدنبال هجای خوب نام تو .

شب تهی از نور بود و جام دل تهی از می .

آه دلم از جنس نیاز بود اما ، هیچ کس دری را بر من نگشود .

دردی جانکاه بر جانم  می آویخت پنجه را.

پرنده ی روح اسیر قفس تنگ هراس بود و قافله های شرم، ساکن رباط دل .

بی مرکبی بهانه ی ماندنم بود ، در هنگامه ی  تاختنها و رفتنها . . .

سنگها پرزنان مینای دل را نشانه رفته و شلیک هجران ، آشفته ساز خواب کبوتران عشق و نیاز .

زیر لب زمزمه کردم ، قصیده ی بلند چشمهای تو را ، کاخ متروک دلم نورانی شد و شب بی سپیده ی رویاهایم نیلوفری .

پاورچین پاورچین گذشتم ، کوچه کوچه تا خانه ی تو ، و بغل بغل افشاندم غنچه های عشق را ، بر درگاهی خانه ات .

دلم ، هوایت را کرده بود پروردگار من ! شبی بر درگاه تو خقتم . می دانی که مقصودم بتخانه ی حجاز نیست ، نه ، من در حریم قدس تو میهمان بودم .

بودر از همهمه ی داعیه داران دورو و زاهدان دنیا پرست و واعظان جلوه ای بر منبر و  کار دیگر به خلوت ! شبی میهمان تو بودم! ای گمشده ی اینهمه سال و ماه و هفته ی رفته ...

صورت تو را جستجو کرده ام، در هر صورتی و جز تو نیافته ام ! 

مرا بپذیر اینک ، با طوماری از لجن و صدصفحه ی گناه سفید که میدانم بزودی پر خواهند گشت ! مرا بپذیر از آنگونه که هستم ، پروردگار من !!!!  





ویرایش شده در تاریخ یکشنبه 29 آبان 1384 و ساعت 08:11 ق.ظ

Designers
LostLord+Alireza Asgari