تبلیغات

وهم سبز - مادر خوبم ، مرگ...
وبلاگ من
وبلاگ من
ایمیل من
[yahoo]

نویسندگان
شاهین شیرزادی (62)

موضوعات
General (62)

ماهنامه
مهر 1386 (1)
مرداد 1386 (1)
خرداد 1386 (2)
اردیبهشت 1386 (1)
فروردین 1386 (1)
اسفند 1385 (2)
بهمن 1385 (3)
دی 1385 (1)
آذر 1385 (1)
آبان 1385 (4)
مهر 1385 (7)
شهریور 1385 (5)
مرداد 1385 (4)
تیر 1385 (1)
خرداد 1385 (5)
اردیبهشت 1385 (1)
فروردین 1385 (1)
اسفند 1384 (2)
بهمن 1384 (3)
دی 1384 (3)

صفحات

نمایش نظرات 1 تا 30


جستجو
جستجو در بلاگ


سایت ادبی دیگران ، ادبیات ایران و جهان
Seyed Ali Salehi
دوستان
شال گردن
خودم را ورق می زنم
شیوا . ش
خاطرات پراکنده
نیروانا
محمد ثقفی
آرتمیس
مجید موذنی
دکتر محمدرضا ترکی
نوشیدن یه چای داغ!
دکتر زرقانی
دختر نارنج و ترنج
روح خزنده ( فروغ )
شرق بهشت
نگار
دکتر کاووس حسن لی
آناهید
فاطمه
فاطمه اختصاری
صدیقه حسینی
علیرضا بدیع
جدیدترین فیلترشکن ها
پیچش
سایه
باران
هجران
گوگوش یک افسونگر
مرضیه
بنده در وبسایت دیگران !
عسل

آمار وبلاگ ..
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدید ها :
كل نظر ها :
كل مطالب :



10:05 ق.ظ<-جمعه 22 اردیبهشت 1385<-جمعه 22 اردیبهشت 1385
مادر خوبم ، مرگ...

   

چقد طولانی شده ...

 چرا انقد دلتنگم ؟

هی ! 

کیه که پشت دیوار سوت می زنه ؟

تویی ؟

می دونم ، یا تویی ، یا غمه ، یا تنهایی ...

سلام !

می دونم داری میای سراغم ...

نرم و آهسته هم نیومدی غمی نیست...

چینی نازک تنهایی من عمریه ترک برداشته...

یه نفر داره پشت دیوار سوت می زنه ...

وسط چهار تا دیوار بلند نشسته م و دارم نقاشی می کنم .

کوه می کشم دریا می کشم  جنگل درخت تبر خون درد انسان...

وسط چهار تا دیوار بلند نشسته م و نقاشی می کنم ...

همیشه دوستت داشته م . مادر خوبم ... 

همیشه دوس داشتم توی دامن سیاه سکوت تو بخوابم ...

دوس داشتم خودمو به دستهای ترد و شکننده ی تو بسپارم.

به آغوش ابدی تو ! مادر خوبم ، مرگ !

کاش نمی ترسیدم...

کاش انقد تهور توی خودم سراغ داشتم که خودمو از توی یکی

ازین دریچه های پریده رنگ توی آغوش مادرانه ت  رها کنم...

 مادر خوبم ، مرگ...

رگهای منقلب دستم همیشه عاشق سردی تیغ بودن ...

می دونم یه روز میاد که خودم لباس سرخ خون می پوشم و میام پیشت...

میدونم که هیشکی حتی خدا نمی تونه روز ملاقات ما رو تعیین کنه...

فقط خودم و خودت...

هیشکی دوستت نداره مادر خوبم...

من ولی عاشق توام .

عاشق دامن سیاهت .

عاشق خاموشی ابدی آغوشت...

مادر خوبم.

خیلی وقته منتظرتم . خودت میای یا من بیام ؟

طاقت انتظار ندارم مهربون من .

کاش می شد همین الان لبای دریدتو ببوسم ،

مادر خوبم ، مرگ...

کاش می شد همین الان توی بستر عدم ،

با خاموشی همآغوش می شدم...

کاش می شد...

                                                       I tried to kill the pain

But only brought more

I lay dying

And i'm pouring crimson regret and betrayal

I'm dying, praying, bleeding and screaming

Am i too lost to be saved

Am i too lost?

My God my tourniquet

Return to me salvation

My God my tourniquet

Return to me salvation

Do you remember me

Lost for so long

Will you be on the other side

Or will you forget me

I'm dying, praying, bleeding and screaming

Am i too lost to be saved

Am i too lost?

My God my tourniquet

Return to me salvation

My God my tourniquet

Return to me salvation

I want to die!!!

My God my tourniquet

Return to me salvation

My God my tourniquet

Return to me salvation

My wounds cry for the grave

 My soul cries for deliverance

Will i be denied Christ

Tourniquet

My suicide...

 

“ EVANESCENCE ”

 

 

Image and video hosting by TinyPic



ویرایش شده در تاریخ جمعه 29 اردیبهشت 1385 و ساعت 03:05 ق.ظ

Designers
LostLord+Alireza Asgari